تبليغاتX
nmchimi

nmchimi

physical chemistry

tip

People will belive anything if you whisper it . مردم هر چه را كه با پچ پچ بگويي باور مي‌كنند. The best way to sucessed in politics is to find a crowd thats going somewhere and get in front of them. بهترين راه موفقيت در سياست عبارت است از يافتن جماعتي كه به راهي مي‌روند و آنگاه پيشاپيش آنها قرار گرفتن. The difference between the men and the boys is the cost of their toys. تفاوت بين مردان و پسران در قيمت اسباب بازيهايشان است. The easiest way to make a simple job seem difficult is to keep putting it off. آسان‌ترين راه براي سخت جلوه دادن يك كار ساده آن است كه مدام به بعد واگذار شود. The fewer functions any device is required to perform , the more perfectly it can perform those functions. هر چه عملكرد مورد توقع از وسيله و دستگاهي كمتر باشد به نحو كاملتري آن كارها را مي‌تواند انجام دهد. The Golden Rule of History: In history, whoever had the gold made the rules. قانون طلايي تاريخ: در تاريخ، آنكه طلا داشته قانون ساخته The hardest job kids face today is learning good manners without seeing any. سخت‌ترين كار بچه‌هاي امروزي اين است كه بدون مشاهده آداب صحيح آن را بياموزند. (كنايه از نصيحت‌هاي بي‌عمل والدين و بزرگترها) The lagging activity in a project will invariably be found in the area where the highest overtime rates lie waiting. كندي امور در يك پروژه هميشه مربوط به ناحيه‌اي است كه انتظار بيشترين اضافه كاري در آن هست. The Law, in its majestic equality, forbids the rich, as well as the poor , to sleep under the bridges, to beg in the streets, and to steal bread. قانون، در مساوات جادويي خود، هم ثروتمندان و هم فقرا را به يكسان از خوابيدن زير پلها، گدايي در خيابانها و دزديدن نان منع مي‌كند. The man who can smile when things go wrong has thought of someone he can blame it on. كسي كه هنگام بروز نقص در يك كار مي‌خندد حتما كسي را يافته كه تقصير را به گردنش بياندازد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 13:24  توسط nm  | 

غم تنهايي

 

چرا وقتي كه آدم تنها مي شه
غم وغصه اش قد يه دنيا مي شه
مي ره يك گوشه پنهون مي شينه
اونجا رو مثل يه زندون مي بينه

غم تنهايي اسيرت مي كنه
تا بخواي بجنبي پيرت مي كنه

وقتي كه تنها مي شم اشك تو چشام پر مي زنه
غم مي آد يواش يواش خونه دل در مي زنه
ياد اون شب ها مي افتم زير مهتاب بهار
توي جنگل لب چشمه مي نشستيم من و يار

غم تنهايي اسيرت مي كنه
تا بخواي بجنبي پيرت مي كنه

مي گن اين دنيا ديگه مثل قديما نمي شه
دل اين آدما زشته ديگه زيبا نمي شه
اون بالا باد داره زاغ ابرارو چوب مي زنه
اشك اين ابرا زياده ولي دريا نميشه

غم تنهايي اسيرت مي كنه
تا بخواي بجنبي پيرت مي كنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:38  توسط nm  | 

 

Interview with God

 

I dreamed I had an interview with God.

come in,”God said. “so, you would like to interview me? “ “if you have the time, “I side.

God smiled and said “My time is eternity. It is enough to do everything. What questions do you have in mind to ask me?” I asked, “what surprises you most about mankind?” God thought for a few moments and then answered “ That they get bored of being children, are in a rush to grow up, and then long to be children again. That they lose their health to make money and then lose their money to restore their health. That by thinking anxiously about the future, they forget the present, such that they live neither for the present nor the future. That they live as if they will never die, and they die as if they had never lived” God placed my hands in His and we were silent for while.

Then I asked, “As a parent, what are some of life’s lessons you want your children to learn?” God replied with a smile “To learn that they cannot make anyone love them. What they can do is to let themselves be loved. To learn that what is most valuable is not what they have in their lives, but whom they have in their lives. To learn that it is not good to compare themselves to others. All will be judged individually on their own merits, not as a group on a comparison basis. To learn that a rich person is not the one who has the most but is one who needs the least. To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in persons we love, and that it takes many years to heal them. To learn to forgive practicing forgiveness. To learn that there are persons that love them dearly, but simply do not know how to express or show their feeling. To learn that money can buy everything but happiness. To learn that two people can look at the same thing and see it totally differently. To learn that a true friend is someone who knows everything about them… and likes them anyway. To learn that it is not always enough that they be forgiven by others, but that they have to forgive themselves. “ I sat there for awhile enjoying my visit with God. I thanked him for his time and for all that He has done for my family and me. He replied, “Anytime.

I’m here 24 hours a day. All you have to do is ask  for me, and I’ll answer.”

 

By: Author Unknown , source Unknown
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:28  توسط nm  | 

حرف های خدا

 

خواب دیدم که با خدا حرف می زنم .

خدا به من گفت: «دوست داری با من حرف بزنی؟»

گفتم : « اگر وقت داشته باشی؟»

خدا لبخند زد و گفت : « زمان برای من آغاز و پایانی ندارد . آن قدروقت دارم که قادر به انجام هر کاری هستم . سوالت را از من بپرس!»

پرسیدم:« چه چیز بشر، تو را بیشتر شگفت زده می کند ؟»

خدا برای لحظاتی تامل کرد . سپس پاسخ داد :

 << این که آنها از کودک بودن خود خسته می شوند و برای بزرگ شدن شتاب می کنند. سپس دوباره آرزوی کودک بودن را در سر می پرورانند .

این که آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست بیاورند.سپس پول خود را از دست می دهند تا سلامتی شان را بازیابند .

این که آنها با آشفتگی درباره آینده فکر می کنند و حال را به دست  فراموشی می سپارند ، اینگونه ، هم زندگی را ازدست می دهند و هم زندگی آینده را .

این که آنها به گونه ای زندگی می کنند که انگار هرگز نخواهند مرد.و آنها می میرند در حالی که اصلا زندگی نکرده اند» .

خداوند دستان مرا در دستش فشرد و ما برای مدتی سکوت کردیم.

سپس پرسیدم :

« خداوند چه تعالیمی برای بندگانش دارد؟»

خدا با لبخند پاسخ داد :

 « این که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که دوستشان بدارد . آنچه آنان می توانند انجام دهند این است که خودشان عشق بورزند .

این که با ارزشترین چیز در زندگی شان این نیست که چه چیزی  دارند بلکه این است چه کسانی را دارند .

این که مقایسه کردن خودشان با دیگران کار درستی نیست. همه ی انسانها بر اساس شایستگی های خود مورد قضاوت قرار گرفته و هرگزبا یکدیگر مقایسه نمی شوند.

اینکه ثروتمند ترین انسان به کسی می گویند که احتیاجش از همه کمتر است و نه کسی که از همه بیشتر دارد.

این که بر جای گذاشتن زخمهای عمیق بر پیکر کسانی که دوستشان دارند،زمان زیادی نمی برد . اما التیام یافتن این زخمها، سالهای سال به درازا می انجامد.

این که آنقدر بخشیدن را تمرین کنند،تا بخشش را فرا بگیرند.

این که کسانی هستند که آنها را از صمیم قلب دوست دارند اما به سادگی نمی توانند علاقه خود را ابراز کنند.

این که با پول می توان هر چیزی را خرید جز خوشبختی را.

این که دو نفر می توانند در چیزی یکسان،نظر بیاندازند،اما آن چیزرا هرگز یکسان نبینند.

این که دوست واقعی کسی است که هر چیزی را درباره آنها بداند وهمواره دوستشان بدارد.

این که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند، خودشان هم بایدخودشان راببخشند».

برای مدتی نشستم و از ملاقات با خدا غرق در شادی شدم .

این که خداوند فرصتی را در اختیارم گذاشت، تشکر کردم .

او گفت:« من همیشه اینجا هستم . شما از من دعوت کنید، من به شما پاسخ خواهم داد».

 

نویسنده «ناشناس»

از کتاب: داستانهای کوتاه درباره خدا

ترجمه: مسعود حسین

نویسنده و جمع آوری کننده : شل سیلور استاین

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:27  توسط nm  | 

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ

فِيهَا مِصْبَاح

الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ

مِن شَجَرَةٍ

مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:10  توسط nm  | 

غربت

روزگاري رفت و من در هر زمان

آزمودم رنج « غربت » را بسي

درد « غربت » ميگدازد روح را

جز « غريب » اين را نميداند كسي

 

هست غربت گونه گون در روزگار

محنت غربت بسي مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خيز

غربت « بي همزباني » بدتر است .

                                               مهدی سهيلی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:38  توسط nm  | 

تنهايي

 

 

 

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم.

 

تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.

 

پس ازِ يك جستجوي نقره اي

 

در كوچه هاي آبي احساس

 

تورا از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم

 

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

 

دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي

 

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

 

تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم

 

همين بود آخرين حرفت

 

ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت

 

حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب

 

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

 

نمي دانم چرا رفتي؟

 

نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم

 

و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي

 

نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،

 

ولي رفتي و بعد از رفتنت

 

باران چه معصومانه مي باريد

 

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

 

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

 

با مهرباني دانه برمي داشت

 

تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد

 

و بعد از رفتن تو ، آسمان چشمهايم خيس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو

 

تمام هستي ام از دست خواهد رفت

 

كسي حس كرد من بي تو

 

هزاران بار درهر لحظه خواهم مرد

 

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

 

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

 

و من با آنكه ميدانم تو هرگز ياد من را

 

با عبور خود نخواهي برد

 

هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام

 

برگرد !

 

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

 

و بعد از اين همه طوفان و وهم وپرسش و ترديد

 

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :

 

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو

 

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

 

و من در حالتي مابين اشك و حسرت و ترديد

 

كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست

 

و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل

 

ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر

 

نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز

 

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:30  توسط nm  | 

جملاتي كه از الماس گرانمايه تر هستند2 آناتول فرانس : آرزو كردن با انسان و به آرزو رسيدن باخداست . حضرت علي (ع) : خوش اخلاقي روزي را فراوان كند و دوستان را مانوس سازد . حضرت علي (ع) : ارجمندترين مردم كساني هستند كه ادب دارند . شيلون : به زبانت اجازه نده كه قبل از انديشه ات به كار افتد . حجازي : تا فردايي هست ، بايد اميدوار بود . سيدني : كساني كه با افكار عالي و خوب دمسازند ، هرگز تنها نيستند . هرمان هرسه : اگر بر ناتوان خشمگين شوي ، دليل بر اين است كه قوي نيستي . يونسكو : اگر همه آرزوها برآورده ميشد ، هيچ آرزويي برآورده نمي شد. حجازي : آزادي وقتي است كه اختيار ما به دست عقل باشد. شيلر : مقام عالي انساني در برابر شماست ، آنرا به دست آوريد. روبرتسون : رمز كليه پيروزيها ، اراده است. داير : تمامي كردار شما ، نشاني از افكارتان است. ليست : پيروزي، هميشه نصيب كساني ميشود كه در راه اصلي قدم برداشته اند. وايلد : ادب خرجي ندارد ولي ميتواند همه چيز را خريداري كند. رابينز : براي آن كس كه ايمان دارد، نا ممكن وجود ندارد. رحمت نژاد : افكار پريشان، زندگي پريشان مي سازد. ساموئل جانسون : ذهن خود را از نتوانستن ها خالي كن. حضرت علي (ع) : بهتر از دارايي فراوان، تندرستي بدن است. حضرت علي (ع) : ترسو را توفيق و كاميابي محال است. رضازاده شفق : بزرگ ترين ميوه تمدن بشري، آذادي است. وينج : تمدني مقبول و مطبوع است كه، جوامع بيشتري پيرو آن باشند. حضرت محمد (ص) : كسي كه ايمانش بيشتر است، اخلاقش نيكوتر است. رابينز : پرسش هاي ما، افكار ما را مي سازند. سارنف : داشتن پشتكار، تفاوت ظريف بين شكست و كاميابي است. بناپارت : شجاعت مانند عشق، از اميد تغذيه ميشود. هلمز : هميشه صراحت بيان داشته باش، هر چند به ندرت حرف بزني. مونيه : انديشه توام با نشاط، نشانه يك روان سالم است. حضرت علي (ع) : ساعتي انديشه كردن بهتر از مدتي عبادت كردن است. اگر درباره آينده نينديشيد، يقينا آينده اي هم نخواهيد داشت. كراك : تنها پشتكار و عزم راسخ، راهگشا و كارساز است. دهخدا : دنيا به اميد برپاست و انسان به اميد زنده است. داير : هيچ چيز در اين دنيا اتفاقي نيست. حضرت علي (ع) : هر رنج و ناراحتي را گشايشي باشد. حضرت محمد (ص) : همنشين خوب از تنهايي بهتر است و تنهايي از همنشين بد بهتر. سنكا : بزرگ ترين داروي خشم، صبر و درنگ است. زولا : اغلب آنهايي پيروز و موفق ميشوند كه كمتر تعريف و تمجيد شنيده باشند. حضرت علي (ع) : بهترين و عالي ترين آرزوها را در خود بپرورانيد. پاندر : از انديشه ها و آرزوهاي ديگران، براي موفقيت خود كمك بگيريد. افشين مشتاق : اي كاش خدا قبل از اينكه چيزي به آدم ها بدهد، ابتدا معرفتش را بدهد. ورن : يك غم، به تنهايي براي نابودي هزاران نشاط كافي است. پاولوفا : راز موفقيت اين است: هدفي را بي وقفه دنبال كنيد. مترلينگ : زندگي بدون عشق، چون زيستن در تاريكي مطلق است. كورنو : سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند. لاكوردر : آن چه به پروردگار مديونيم ، دوست داشتن ديگران است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:14  توسط nm  | 

تقدیم به بهترین دوست

از دل و ديده گرامي تر ايا هست

دست

آري ز دل و ديده، گرامي تر،  دست

اين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان

بي گمان دست گرانقدرتر است

هر چه حاصل كني از دنيا دستاور دست

هر چه اسباب جهان باشد در روي زمين

دست دارد همه را زير نگين

سلطنت را كه شنيدست چنين

شرف دست همين بس كه

نوشتن با اوست

خوشترين مايه، دلبستگي من با اوست

در گرانبارترين نوميدي

در فروبسته ترين دشواري

بارها بر سر خود بانگ زدم

هيچت ار نيست مخور خون جگر

دست كه هست

بيستون را ياد آور

دستهايت را بسپار به كار

كوه را چون پر كاه از سر راهت بردار

وه چه نيروي شگفت انگيزي است

دستهايي كه به هم پيوسته است

بي گمان هر كه به هر جا كه درآيد از كار

دستهايش بسته است

دست در دست كسي يعني: پيوند دو جان

دست در دست كسي يعني: پيمان دو عشق

دست در دست كسي داري، اگر داني  دست

چه سخن ها كه بيان مي كند از دوست به دوست

لحظه هاي چند كه از دست طبيب

گرمي مهربه پيشاني بيمار رسد

نوشداروي شفابخش تر از داروي است

چون به رقص درآيي و شادان برافشاني دست

پرچم شادي و شوق است كه افراشته اي

لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست

دست گنجينه مهر و هنر است

خواه بر پردة ساز، خواه بر گردن دوست

خواه بر چهرة نقش، خواه بر دستة داس

خواه بر دندة چرخ

خواه در ياري نابينايي

خواه در ساختن فردايي

آنچه آتش به دلم مي زند اينك هر دم

سرگذشت بشر است

داده با تلخي غمهاي دگر دست به هم

بار اين درد و دريغ است كه ما:

تيرهامان به هدف نيك رسيده است ولي

دستهامان نرسيده است به هم...

فريدون مشيري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 9:12  توسط nm  | 

اگه...

اگه يکي رو ديدي ............

اگه يكی رو ديدی وقتی داری رد ميشی برمی‌گرده نگات می‌كنه، بدون براش مهمی.

اگه يكی رو ديدی وقتی داری ميفتی زمين. برمی‌گرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزی.

اگه يكی رو ديدی وقتی داری می‌خندی برمی‌گرده نگات می‌كنه، بدون واسش قشنگی.

اگه يكی رو ديدی وقتی گريه می‌كنی مياد باهات اشك می‌ريزه، بدون دوستت داره.

اگه يكی رو ديدی وقتی داری با يكی ديگه حرف ميزنی تركت می‌كنه، بدون عاشقته.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 13:5  توسط nm  | 

يک دنيا معنا

يک دنيا معنا

آنان که زندگانی را بستری از گل های سرخ می دانند، همیشه از خار های ان شکا یت دارند

دلبستگی انسان به زندگی نیست ،به خوبی آن است

روزگار ،غالبا بهترین تصمیم ها رو در هم می شکند

هر بدبختی که به من رسیده ،از اطمینان و اعتماد به دوستانم بوده است (ژان ژاک روسو)

دروغگو ،از دروغگوی دیگر در حذر است افلاطون

سخنان شیرین زحمتی ندارد ،اما فواید بی شماری به شما می رساند (هر برت)

چنان باش تا بتوانی به هر کس بگویی مثل من رفتار کن (کانت)

زندگی برای مردم حساس و غم انگیز ولی برای اشخاص فکور خنده است

بی اطلاعی از نادانی خود، دردی است که نادان ها به آن گرفتارند

هیچ میراثی گرانبها تر از راستی و درستی نیست ( شکسپیر)

هر انسان یک جلد کتاب است به شرط انکه بدانی چگونی ان را بخوانی (ویگتور هو گو)

گل را می توان زیر پا له کرد اما بوی عطر آن را نمی توان در فضا کشت (ولتر)

مادر با دستی گهواره و با دست دیگر عالم را تکان می دهد (ناپلئون)

امید دارویی است که درد را فابل تحمل می کند (مارسل)

کسانی که دیر قول می دهند از خوش قول ترین مردم دنیا هستند

گر به ره خطا رفتی از بر گشتن هر گز نترس

هر کس فقیر و قانع باشد ثروتمند است ( شکسپیر)

برای زندگی فکر کنید ولی غصه نخورید

دروغگو همیشه در قسم خوردن افراط می کند

زندگی بدون کار ،مردن پیش از وقت است

عقل نیرویی است که دنیا رو احاطه کرده

تحمل و بردباری ، بالاترین جرات و جسارت است

کسی که به خدا اطمینان دارد به تعریف کسی نیاز ندارد

وقتی انسان یک دوست واقعی دارد که خودش هم یه دوست واقعی باشد ( امرسون)

اخلاق را طوفانهای روزگار تقویت می کند ( گوته)

خونسرد بمانید تا بر همه کس تسلط داشته باشید (نا پلئون)

بدبختی ، خود مر بی استعداد است (ویکتور هوگو)


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 12:0  توسط nm  | 

قاصدک

قاصدک حرفامو بشنو

دل من خیلی گرفته

هی میخاد بره ولی حیف

نمی دونه کی سر راشو گرفته

قاصدک تنهای تنهام

توی این وادی غربت

بیا این منو کمک کن

با یه یغوم با یه نامه

قاصدک بگو کجا رفت

اون همه امید تنها

بگو از کی من بپرسم

چرا من شدم تنهای تنها

قاصدک بیا کمک کن

تو به این تنهای تنها

بگو از کی من بپرسم

مرا من شدم تنهای تنها

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 11:47  توسط nm  | 

الهی

الهي ...

 

اگر پريشانم خطا خطاي من است .... منم كه بذر عمل را به دل نكاشته ام !

 

منم كه طاعت حق را فرو گذاشته ام .... گناهكار منم كه پاس عمر گرامي نگه نداشته ام !

 

منم كه دشمن عمر عزيز خويشتنم ... كسي كه پاس نفس هاي خود نداشت منم !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 11:43  توسط nm  | 

rose

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 11:41  توسط nm  | 

شاید تو برای تمام مردم دنیا یک نفر باشی،   

 ولی برای یک نفر تمام دنیایی

 چرا وقتی که آدم تنها ميشه

غم و غصش قد يه دنيا ميشه؟

ميره يک گوشيه پنهون ميشينه

اونجا رو مثل يه زندون ميبينه

غم تنهايی اسيرت ميکنه

تا بخوای بجنبی پيرت ميکنه

وقتی که تنها ميشم اشک تو چشام پر ميزنه

غم می ياد يواش يواش خونه ی دل در ميزنه

ياد اون شبها می يوفتم زير مهتاب بهار

توی کوچه لب پله مينشستيم منو يار

ميگن اين دنيا ديگه مثل قديما نميشه، دل اين آدما زشتو ديگه زيبا نميشه


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:7  توسط nm  | 

سلام به همه دوستان عزیز

بنام نقشبند عالم خاک     عذار افروز مهرویان افلاک

عبیر امیز انفاس بهاری     زبور اموز کبک کوهساری

عید سعید فطر بر تمامی دوستان واقعی و همدلم

                          مبارک باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 8:44  توسط nm  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 11:29  توسط nm  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 11:28  توسط nm  | 

تقدیم به بهترین دوست

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم امد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي چند برآن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آمد تو به من گفتي
از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي گذران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تافراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم ، حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پرزد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نرميدم، نگسستم
باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ، نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسسنم، نرميدم
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگرهم
نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم ...
شعر از: فريدون مشيري
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 10:48  توسط nm  | 

خدايا

 

خدايا بر داده و نداده و گرفته ات شکر چون
داده ات نعمت است
نداده ات حکمت است
گرفته ات امتحان است
پس بر هر سه شکر

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 10:43  توسط nm  | 

خدایا-دکتر علی شریعتی

 

نيايش

خدايا ! «عقيده» مرا از دست «عقده ام» مصون دار.

خدايا ! به من قدرت تحمل عقيده مخالف را ارزانی دار.


خدايا ! مرا همواره آگاه و هوشيار دار ، تاپيش از شناختن درست و کامل کسي يا فکري درباره آن قضاوت نکنم.

خدايا ! خودخواهي را چندان در من بکش ، يا چندان برکش ، تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم ، و از آن در رنج نباشم.

خدايا ! مرا ، در ايمان "اطاعت مطلق " بخش !تا در جهان "عصيان مطلق" باشم.

خدايا ! ياري ام ده تا ؛ شهرت ، مني را که "مي خواهم باشم " قرباني مني که "مي خواهند باشم"

نکند


خدايا ! به من "تقواي ستيز" بياموز ، تا در انبوه مسئوليت نلغزم و از "تقواي پرهيز" مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدايا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مکشان.اضطرابهاي بزرگ ، غمهاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن.لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز برجانم ريز.

خدايا ! مرا از چهار زندان بزرگ انسان : طبيعت ، تاريخ ، جامعه و خويشتن رها کن ، تا آنچنان که تو ، اي آفريدگار من ، مرا آفريده اي ؛ خود آفريدگار خود باشم ، و نه خود را با محيط ،که محيط را با خود ، تطبيق دهم.

خدايا ! آتش مقدس شک را آنچنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که در من نقش کرده اند ، بسوزد.و آنگاه ، از پس توده اين خاکستر ، لبخند مهراوکه بر لبهاي صبح يقيني شسته از هر غبار طلوع کند .

خدايا ! مرا از نکبت دوستي ها و دشمني هاي ارواح حقير ، در پناه روحهاي پرشکوه چون علي و دل هاي زيباي همه قرنها؛ از گيلگمش تا سارتر ، و از لوپي تا عين القضاة ، و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.

خدايا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسين بن علي سپاس مي گزارم که ؛ دشمنان مرا از ميان احمق ها برگزيني که چند دشمن ابله نعمتي است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا مي کند .

خدايا ! بر اراده ، دانش ، عصيان ، بي نيازي ، حيرت ، لطافت روح ، شهامت و تنهايي ام بيفزاي.

خدايا ! اين الهام مقدسي را که به "روسو" الهام کرده اي هرگز از ياد من مبرکه :"من دشمن تو و عقايد تو هستم ، اما حاضرم جانم را براي آزادي تو و عقايد تو فدا کنم!"

خدايا ! جامعه ام را از بيماري تصوف و معنويت زدگي شفابخش ، تا به زندگي و واقعيت بازگردد ، و مرا از ابتذال زندگي و بيماري واقعيت زدگي نجات بخش ، تا به آزادي عرفاني و کمال معنوي برسم.

خدايا ! اين آيه را که بر زبان داستايوسکی رانده اي ، بر دلهاي روشنفکران فرود آر که :"اگر خدا نباشد ؛ همه چيز مجاز است ." جهان فاقد معني ، و زندگي فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معني؛ فاقد مسئوليت نيز هست.

خدايا ! به هر که دوست ميداري بياموز که ؛ عشق از زندگي کردن بهتر است ، و به هر که دوست تر ميداري بچشان که ؛ دوست داشتن از عشق نيز برتر است !

خدايا ! به من توفيق تلاش در شکست ، صبر در نوميدي ، رفتن بي همراه ، جهاد بي سلاح ، کار بي پاداش ، فداکاري در سکوت ، دين بي دنيا ، مذهب بي عوام ، عظمت بي نام ، خدمت بي نان ، ايمان بي ريا ، خوبي بي نمود ، گستاخي بي خامي ، مناعت بي غرور ، عشق بي هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت و دوست داشتن بي آن  که دوست بدارند را روزي کن.

خدايا ! مرا از همه فضايلي که به کار مردم نيايد محروم ساز!و به جهالت وحشي معارف لطيفي مبتلا مکن !که ؛ در جذبه احساس هاي بلند و در اوج معراج هاي ماوراء ، برق گرسنگي را در عمق چشمي و خط بود تازيانه را بر پشتي ، نتوانم ديد !

خدايا ! به سارتر بگو که اگر ملاک  خير را هم خود من آنچنان که مي خواهم مي سازم ؛ پس "نيت خير" که او ملاک اخلاق مي گيرد چيست ؟!
به ماترياليستها بگو که ؛ انسان درختي که ناخودآگاه در طبيعت ، تاريخ و جامعه مي رويد نيست .
و به مذهبي ها بفهمان که ؛ آدم از خاک است .بگو که ؛ کي پديده مادي نيز به همان اندازه خدا را معني مي کند که  پديده غيبي .و در دنيا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت .و مذهب ؛ اگر پيش از مرگ به کار نيايد ، پس از مرگ به هيچ کار نخواهد آمد.

خدايا !کافر کيست ؟ مسلمان کيست ؟ شيعه کيست ؟ سني کيست ؟ مرزهاي ميان هرکدام، کدام است ؟
من آرزو مي کنم که روزي سطح شعور و شناخت مذهبي ، در اين تنها کشور شيعه جهان ، به جايي برسد که سخنگوي رسمي مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که ؛سليمان تاني ؛ طبيب مسيحي شناسانده است ، و علي را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصيف مي کند و اهل بيت را آنچنان که ماسينيون اتولي تحقيق کرده است و ابوذر غفاري را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتي قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشيش رسمي کليسا ترجمه نموده است و پيغمبر ما را آنچنان که ردنسن ؛ محقق يهودي مي بيند ؛ بفهمد .

خدايا ! به من بگو! تو خود چگونه مي بيني و چطور قضاوت مي کني؟ آيا عشق ورزيدن به "اسم ها" تشيع است ؟يا شناختن "مسمي ها "؟ و بالاتر از اين ها؛ آيا تشيع پيروي از "رسم ها"ست ؟!

خدايا ! به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطايم کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم.بگذار تا آنرا من ، خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داري. خدايا ! چگونه زيستن را تو به من بياموز ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .

خدايا ! رحمتي عطايم کن تا ايمان ، نان و نام برايم نياورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم ، تا از آنها باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار مي کنند ؛ نه آنها که پول دين مي گيرند و براي دنيا کار مي کنند .

خدايا !
مگذارکه ؛ ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر مرا با کسبه دين و حمله تعصب و عمله ارتجاع هماوازکند .
مگذارکه ؛ "دينم" در پس "وجهه ديني ام" دفن شود.
و مگذارکه ؛ آنچه را حق مي دانم ، به خاطر آنکه بد مي دانند کتمان کنم .

خدايا ! مرا به کاملترين مراتب ايمان برسان .و يقينم را فاضلترين درجات يقين ساز. و نيتم را به بهترين نيتها و عملم را به بهترين اعمال ترفيع ده.و به لطف خود نيتم را کامل و خالص ساز.
و يقينم را ثابت و پابرجاي دار و بقدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرماي.

خدايا ! مهماتم را که باعث دل مشغولي من است ، کفايت کن و مرا بکاری که فردا ، از آن مورد سوال قرار مي دهي بگمار ، و روزگارم را در آنچه براي آنم آفريده اي مصروف دار و از غير خود بي نيازم ساز.

خدايا ! وسيعترين روزيهايت را بر من در هنگام پير شدنم و قوي ترين نيروهايت را در من به هنگام خستگيم قرار ده و مرا به کاهلي در عبادتت ، و کوري در تشخيص طريقتت و ارتکاب خلاف دوستيت و پيوستن با کسي که از تو جدا شود و جدا شدن از کسي که با تو بپيوندد مبتلا مساز .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 10:31  توسط nm  | 

cases

 

DO NOT be hasty in these three:   Marriage, Business and Travel.

 

DO NOT waste these three: Time, Money and Energy.

 

Like these three: Kindness, Sympathy and Cordiality.

 

Hate these three: Linguistic, Pride and Unfaithfulness.

 

Love these three: Bravery, Gentility and Affection.

 

Leave these three: Laziness, Too much talk, hurried judgment.

 

Value these three: Intelligence, Ability and Happiness.

 

Control these three: Temper, Desire and Tongue.

 

Preserve these three: GOOD books, good deeds and good friends. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 13:7  توسط nm  |