تبليغاتX
nmchimi

nmchimi

physical chemistry

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا

 

خدايا .پروردگارا .عشقا محبوبا .اخه اينهمه بي عدالتي ....خدايا اينهمه ستمگري ؟
خدايا ايا وقت ان نيست كه وعده ات تحقق يابد اگر اكنون نه پس كي ؟ به ستوه امديم از اينمه شلوغي و اشفتگي و...خدايا نجاتمان ده ..خدايا ميگويند نوميدي از درگاه تو بدترين است .پس نوميدم مكن .و خستگيم را درياب . تنهاي تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:5  توسط nm  | 

                 خداوندا !

 

                                  تو مي‏داني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

                             

                                                                                    چه رنجي مي كشد آن‏كس كه

 

 انسان است

                                                                                  

                                                                                                                                      و از احساس سرشار است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:0  توسط nm  | 

بعضی ها...........

بعضی ها

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

بعضي‌ها هزار لايه دارند

بعضي‌ها ارزششان  به حساب بانكي‌شان است،

بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه،

بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها.

بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند،

بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند،

بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند،

بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند.

بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند،

بعضي‌ها اصلا نان نميخورند،

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،

بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.

بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند.

بعضي ها فكر مي‌كنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود مي‌دانند.

بعضي ها فكر ميكنند پول مغز مي‌آورد و بي پولي بي مغزي.

بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي‌كشند.

بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه مي‌گيرند.

بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نمي‌كشند.

بعضي ها يك درجه تند زندگي مي‌كنند، بعضي‌ها يك درجه كند…هيچكس بي‌درجه نيست.

بعضي ها حتي در تابستان هم سرما مي‌خورند.

بعضي ها در تمام زندگي‌شان نقش بازي مي‌كنند.

بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ.

بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر، بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي  به وسعت كل هستي.

بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ.

بعضی ها خيلی زود احساس خود رو فراموش ميکنن بعضی ها هيچ وقت

بعضی ها دوست دارند زندگی کنند

بعضی ها دوست دارند بمیرن ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:55  توسط nm  | 

تجربه

تجربه کلمه ایست که انسانها بر خطاهای خویش می نهند

 

ممکن نيست بدانيم در بازی غريب و هزار رنگ زندگي چه بر سرمان خواهد آمد، ولي تصميم گيری درباره آنچه در درونمان رخ ميدهد ممکن است.

اين که چگونه تفسيرش کنيم، چه با آن بکنيم و آنچه سرانجام از اهميت واقعي برخوردار است، چيزی جز اين نيست .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 12:47  توسط nm  | 

شیعه

شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 12:46  توسط nm  | 

باور کن .........

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 10:21  توسط nm  |