تبليغاتX
nmchimi

nmchimi

physical chemistry

 

 پاکی
تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم
چون تو پاک هستی
می توانم تو را خط خطی کنم
که آن وقت در زندان خط هایم
برای همیشه ماندگار میشوی
و وقتی که نیستی
بی رنگی روزهایم را
با مداد رنگی های یادت
رنگ می زنم

cleanlinees
I can never clean you from my life
becasue youre always neat
I can strip you
So that you become eternal in my lines jail
&
when you are not
I paint my colorless days
with colorful pencils of your memory

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:11  توسط nm  | 

گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.
 
من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.
من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.
من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهيچه داد تا کار کنم.
من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.
من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت  داد.
من به  هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:11  توسط nm  | 

پرونده پدر؟
 
 
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادري نه پدري، بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان  سبك كه پرم دئر هواي دوست
 
نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملا قاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟
حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:10  توسط nm  | 

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند

 اگر نگاه انداختند عاشق نشوند

 اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند

 و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد

 با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد

 تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد

 و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي

 خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد

  همين و بس.......

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد

 و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس

 و خوش گذارني و گذراندن

** لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد **

**و با عشق نيز از اين دنيا برويد**

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 14:55  توسط nm  | 

آخرين لحظه .......
 
زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي كردن را ، تنها به
 
زندگي ، سالهاي عمر را افزوده ايم نه زندگي را به سالهاي عمرمان.
 
بيشتر خرج مي كنيم اما كمتر داريم بيشتر مي خريم اما كمتر لذت مي بريم .
 
ما تا ماه رفته و برگشته ايم ، اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان
 
از يك سوي خيابان به آن سو برويم .
 
بيشتر مي نويسيم اما كمتر ياد مي گيريم ، بيشتر برنامه مي ريزيم اما كمتر
 
به انجام مي رسانيم .
 
فضاي بيرون را فتح كرده ايم اما نه فضاي درون را ،‌ ما اتم را شكافته ايم
 
اما نه تعصب خود را .
 
عجله كردن را آموخته ايم ، نه صبر كردن را .
 
درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايين تر ، فرصت بيشتر اما
 
تفريح كمتر ، درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر ، منازل رويايي اما خانواده اي
 
از هم پاشيده ......
 
زندگي فقط حفظ بقا نيست ، بلكه زنجيره اي از لحظه هاي لذت بخش است
 
زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد و جاهايي را كه دوست
 
داريد ببينيد ، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين كنيد .
 
عباراتي مانند : يكي از اين روزها و روزي را از فرهنگ لغت خود
 
خارج كنيد .
 
 
بياييد نامه اي را كه قصد داشتيم ، يكي از اين روزها بنويسيم همين
 
امروز بنويسيم .
 
بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم كه چقدر آنها را دوست داريم .
 
هيچ چيزي را كه مي تواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاخير نيندازيد .
 
هر روز ، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نمي دانيد كه شايد
 
آن مي تواند *آخرين لحظه* باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:22  توسط nm  | 

گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.
 
من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.
من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.
من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهيچه داد تا کار کنم.
من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.
من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت  داد.
من به  هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم..
 
بدون ترس زندگي کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتواني  بر تمام آنها غلبه کني..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:21  توسط nm  |