تبليغاتX
nmchimi

nmchimi

physical chemistry

به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س)

دكتر جاويد صلاحى(شيوا)

تفسير كوثر

امشب؛ شب ولادت زهراى‏ اطهر است‏
كز نور طلعتش همه عالم منوّر است‏
خورشيد طالع است به دامان مصطفى‏‏
كز مقدمش ستاره اسلام ازهر است‏
كوثر عطا نمود خدا بر رسول خويش‏
الحق جمال فاطمه تفسير كوثر است‏
مرضيه است و راضيه زهراى بى‏گناه‏
كو را تمام عرصه جنّت مسخّر است‏
او گوهريست نادره كز لطف كردگار
دخت رسول اكرم و همراز حيدر است‏
ماه نبى و يار على مادر حسين‏‏
از هر زنى به تارك تاريخ برتر است‏
«شيوا» خموش باش كه اوصاف اين عزيز
از هرچه در خيال تو گنجد فراتر است
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:39  توسط nm  | 

در ميلاد حضرت زهرا سلام الله عليه

خباز كاشانى‏
دوباره نخل بستان پيمبر نو برآورده
خديجه در حريم قدس احمد، دختر آورده‏
چه دختر؟ دخترى نيكو چو نيكو روضه مينو
خدا در شأن اين بانو ز جنت كوثر آورده
جهان را نور باران كرده اينك زهرة الزهرا
مه از بهر تماشا از گريبان سر برآورده
ز خورشيد زمين گردون نمايد كسب نور اكنون‏
كه افلاك رسالت نيز نيكو اختر آورده
سراى مصطفى خود از صفا از عرش بهتر بود
نزول زهره زهرا صفاى ديگر آورده
نه تنها لؤلؤ مرجان به دامان آورد زهرا
كه بحر عصمت و عفت هزاران گوهر آورده
به وصف دشمنان آل پيغمبر چه گويم من
كتاب الله‏به ذم آن جماعت ابتر آورده
على از گلشن جنت مهى از طارم رفعت
خورى از خاور عصمت جهان را انور آورده
ز يمن خلقتش عالم به بازار وجود آمد
ز رأفت خالق سرمد درخشان گوهر آورده
به امر حى سبحانى پى گهواره جنبانى
بهمره مريم از جنت به خدمت هاجر آورده
خديجه مريم آورده سرور عالم آورده
به نسوان خاتم آورده ز مريم بهتر آورده
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:37  توسط nm  | 

السلام عليك يا فاطمه الزهرا (س)

السلام عليك يا روح الله الموسوی الخمينی (ره)

ميلاد حضرت زهرا س مبارك باد 

 ايــزد به نــام زهــرا، گويد روايت عشق        ميــلاد نــور زهــرا، يعنی ولادت عشق

تفسير كوثر حق، خير النساءست زهرا          معشوق، رهنما شد با نور آيت عشق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:25  توسط nm  | 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 11:50  توسط nm  | 

تقدیم به مادر خودم و همه مادرای خوب دنیا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 11:42  توسط nm  | 

دعا
1- خدایا !
می شودماازآدم هایی باشیم که کارهای خوبشان را می پذیری  ؟ کسانی که فرشته هایت و پیامبرانت به خاطرکارهای خوبشان به آنها مژده می دهند مژده روزهایی خوب مژده به بار نشستن تلاشها.
2- خدایا!
تودرکتابت گفتهتای درکارهای خوب باهم مسابقه بدهیدپس به ما کمک کن همیشه دراین مسابقه شرکت کنیم وکاری کن که برنده شویم .
3- خدایا!
کمک کن که اهل کاروتلاش باشیم ماراباخوب کارکردن وبا کارهای خوب آشناومانوس کن خوب کارکردن ماراتوبه ثمربرسان وکارهای خوبمان راتوبه نیکی پذیراباش .
4- خدایا!
راه کارکردن وخوب کارکردن رابه رویمان بازکن وزمینه کارهای خوب رابرایمان فراهم آور.
5- خدایا!
یاری کن کند کارنکنیم و کارهایمان را ناتمام نگذاریم کمک کن که اندوه کندی کارها یا ناتمام ماندن آنهابه سراغمان نیاید بلکه جانمان را سرشار از شادی تمام کردن کارها بساز.
6-خدایا!
به ما کمک کن طوری زندگی کنیم که هم ما از کارهای ناخوشایند همدیگر بگذریم هم توازمابگذری واین دسته از کارهایمان رابه خوبی تبدیل کنی و هم کارهای خوبمان را نگه داری و زیادکنی .
7- خدایا!
بعضی ها دیگران رابه  کارهای خوب دعوت می کنند و خودرا از یاد می برندخدایا!کاری کن که ماپیش از همه همیشه خودرابه کارهای نیک دعوت کنیم .
8- خدایا!
راه درستکاری رانشانمان بده و تاب وتوان مقاومت دربرابر شیطان را به ماببخش تابه وسوسه هایش برای انجام کارهای زشت پاسخ ندهیم .
9-خدایا!
تو از کسانی یاد کرده ای که درراه تو درراه دوستی توازبهترین بخش حاصل کاروتلاش خود به دیگران می بخشد به فامیل و دوست و آشنا وغریبه خدایا تواین کارآنهارابه دانه ای تشبیه کرده ای دانه ای که از دل خاک می روید وچند سنبله می دهد که هرسنبله صد دانه دردل دارد خدایا!دانه های کوچک کارهای خوبمان را درخاک خوبی خودت برویان و تکثیر کن .
10-خدایا!
می دانیم که جز حاصل کارهایمان چیزی برای ما نمی ماند خدایا!قدم های کوچکمان را قوت ببخش وبه کارهای کوچک وریزمان پاداشهای بزرگ بده.خدایا!لذت احساس درست انجام دادن کارهاوبه بارنشستن حاصل تلاشهاوزحمت هارا در هردودنیا به مابچشان.


آمین  

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 9:29  توسط nm  | 

 

چرخه سوخت هسته اى چيست؟

اورانيومى كه از زمين استخراج مى شود، بلافاصله قابل استفاده در نيروگاه هاى توليد انرژى نيست. براى آنكه بتوان بيشترين بازده را از اورانيوم به دست آورد، فرآيندهاى مختلفى روى سنگ معدن اورانيوم صورت مى گيرد تا غلظت ايزوتوپ U235 كه قابل شكافت است، افزايش يابد. چرخه سوخت اورانيوم نسبت به سوخت هاى رايج ديگر، از جمله زغال سنگ، نفت و گاز طبيعى به مراتب پيچيده تر و متمايزتر است. چرخه سوخت اورانيوم را چرخه سوخت هسته اى نيز مى گويند. چرخه سوخت هسته اى از دو بخش انتهاى جلويى و انتهاى عقبى Front end) و (Back end تشكيل شده است. انتهاى جلويى چرخه، مراحلى است كه منجر به آماده سازى اورانيوم به عنوان سوخت رآكتور هسته اى مى شود و شامل استخراج از معدن، آسياب كردن، تبديل، غنى سازى و توليد سوخت است. هنگامى كه اورانيوم به عنوان سوخت مصرف شد و انرژى از آن به دست آمد، انتهاى عقبى چرخه آغاز مى شود تا ضايعات هسته اى به انسان و محيط زيست آسيبى نرسانند. اين بخش عقبى شامل انباردارى موقتى، بازفرآورى كردن و انبار نهايى است.

  •  اكتشاف و استخراج

ذخاير طبيعى اورانيوم، سنگ معدن اورانيوم است كه بر اساس مقدار قابل استحصال از معدن محاسبه مى شود. با تكنيك ها و روش هاى زمين شناسى، معدن اورانيوم شناسايى مى شود و نمونه هايى از سنگ معدن به آزمايشگاه فرستاده مى شود. در آنجا، محلولى از سنگ معدن تهيه مى كنند و اورانيوم ته نشين شده را مورد بررسى قرار مى دهند تا بفهمند چه مقدار اورانيوم را مى توان از آن معدن استخراج كرد و چقدر هزينه مى برد. اورانيوم موجود در طبيعت معمولاً از دو ايزوتوپ U235 و U238 تشكيل مى شود كه فراوانى آنها به ترتيب ۷۱/۰ درصد و ۲۸/۹۹ درصد است. هنگامى كه معدن شناسايى شد، به سه روش مى توان اورانيوم را استخراج كرد. استخراج از سطح زمين، استخراج از معادن زيرزمينى و تصفيه در معدن. دو روش نخست همانند ديگر روش هاى استخراج فلزات هستند ولى در روش سوم كه در ايالات متحده استفاده مى شود، سنگ معدن در خود معدن تصفيه مى شود و اورانيوم به دست مى آيد. سنگ معدن اورانيوم معمولاً از اكسيد اورانيوم (U3O8) تشكيل شده است و غلظت آن در سنگ معدن بين ۰۵/۰ تا ۳/۰ درصد تغيير مى كند. البته اين تنها منبع اورانيوم نيست. اورانيوم در برخى معادن فسفات با منشاء دريايى نيز وجود دارد كه البته فراوانى بسيار كمى دارد، به طورى كه حداكثر به ۲۰۰ ذره در يك ميليون ذره مى رسد. از آنجايى كه اين معادن فسفات مقادير انبوهى توليد دارند، مى توان اورانيوم را با قيمت معقولى استحصال كرد.

  •  آسياب كردن

پس از استخراج سنگ معدن، تكه سنگ ها به آسياب فرستاده مى شود تا خوب خرد شده، خرده سنگ هايى با ابعاد يكسان توليد شود. اورانيوم توسط اسيد سولفوريك از ديگر اتم ها جدا مى شود، محلول غنى شده از اورانيوم تصفيه و خشك مى شود. محصول به دست آمده، كنسانتره جامد اورانيوم است كه كيك زرد ناميده مى شود.

  •  تبديل

كيك زرد جامد است، ولى مرحله بعد (غنى سازى) از تكنولوژى بخصوصى بهره مى برد كه نيازمند حالت گازى است. بنابراين كنسانتره اكسيد اورانيوم جامد طى فرآيندى شيميايى به هگزافلورايد اورانيوم (UF6) تبديل مى شود. UF6 در دماى اتاق جامد است، ولى در دمايى نه چندان بالا به گاز تبديل مى شود.

  •  غنى سازى

براى ادامه يك واكنش زنجيره اى هسته اى در قلب يك رآكتور آب سبك، غلظت طبيعى اورانيوم ۲۳۵ بسيار اندك است. براى آنكه UF6 به دست آمده در مرحله تبديل، به عنوان سوخت هسته اى مورد استفاده قرار گيرد، بايد ايزوتوپ قابل شكافت آن را غنى كرد. البته سطح غنى سازى بسته به كاربرد سوخت هسته اى متفاوت است. براى يك رآكتور آب سبك، سوختى با ۵ درصد اورانيوم ۲۳۵ مورد نياز است، درحالى كه در يك بمب اتمى، سوخت هسته اى بايد حداقل ۹۰ درصد غنى شده باشد. غنى سازى با استفاده از يك يا چند روش جداسازى ايزوتوپ هاى سنگين و سبك صورت مى گيرد. در حال حاضر، دو روش رايج براى غنى سازى اورانيوم وجود دارد كه عبارتند از انتشار گاز و سانتريفوژ گاز. در روش انتشار گازى (ديفيوژن)، گاز طبيعى UF6 با فشار بالا از يك سرى سدهاى انتشارى عبور مى كند. اين سد ها كه غشاهاى نيمه تراوا هستند، اتم هاى سبك تر را با سرعت بيشترى عبور مى دهند. در نتيجه ۲۳۵UF6 سريع تر از ۲۳۸UF6 عبور مى كند. با تكرار اين فرآيند در مراحل مختلف، گازى نهايى به دست مى آيد كه غلظت U235 بيشترى دارد. مهم ترين عيب اين روش اين است كه جداسازى ايزوتوپ هاى سبك در هر مرحله نرخ نسبتاً پايينى دارد، لذا براى رسيدن به سطح غنى سازى مطلوب بايد اين فرآيند را به دفعات زيادى تكرار كرد كه اين خود نيازمند امكانات زياد و مصرف بالاى انرژى الكتريكى است و بالتبع هزينه عمليات نيز بسيار افزايش خواهد يافت. در روش سانتريفوژ گاز، گاز UF6 را به مخزن هايى استوانه اى تزريق مى كنند و گاز را با سرعت بسيار زيادى مى چرخانند. نيروى گريز از مركز موجب مى شود ۲۳۵Uf6 كه اندكى از ۲۳۸UF6 سبك تر است، از مولكول سنگين تر جدا شود. اين فرآيند در مجموعه اى از مخزن ها صورت مى گيرد و در نهايت، اورانيوم با سطحى غنى شده مطلوب به دست مى آيد. هر چند روش سانتريفوژ گازى نيازمند تجهيزات گرانقيمتى است، هزينه انرژى آن نسبت به روش قبلى كمتر است. امروزه فناورى هاى غنى سازى جديدى نيز توسعه يافته است كه همگى بر پايه استفاده از ليزر پيشرفت كرده اند. اين روش ها كه روش جداسازى ايزوتوپ با ليزر بخار اتمى (AVLIS) و جداسازى ايزوتوپ با ليزر مولكولى (MLIS) نام دارند، مى توانند مواد خام بيشترى را در هر مرحله غنى كنند و سطح غنى سازى آنها نيز بالاتر است.


 

  •  ساخت ميله هاى سوخت

توليد ميله سوخت، آخرين مرحله انتهاى جلويى در چرخه سوخت هسته اى است. اورانيوم غنى شده كه هنوز به شكل UF6 است، بايد به پودر دى اكسيد اورانيوم (۲ UO) تبديل شود تا به عنوان سوخت هسته اى قابل استفاده باشد، پودر ۲ UOسپس فشرده مى شود و به شكل قرص درمى آيد. قرص ها در معرض حرارت با دماى بالا قرار مى گيرند تا به قرص هاى سراميكى سخت تبديل شوند. پس از طى چند فرآيند فيزيكى، قرص هايى سراميكى با ابعاد يكسان حاصل مى شود. حال، متناسب با طراحى رآكتور و نوع سوخت مورد نياز، اين قرص هاى كوچك را دسته دسته كرده و در لوله اى بخصوص قرار مى دهند. اين لوله از آلياژ بخصوصى ساخته شده است كه در برابر خوردگى بسيار مقاوم است و در عين حال از رسانايى حرارتى بسيار بالايى برخوردار است. حال ميله سوخت آماده شده است و براى استفاده در رآكتور به نيروگاه فرستاده مى شود.
 

  •  انتهاى عقبى چرخه سوخت هسته اى: مديريت زباله هاى هسته اى

در نيروگاه هسته اى هم مثل ديگر فعاليت هاى بشرى، ضايعاتى توليد مى شود كه به دليل حساسيت مضاعف زباله هاى راديواكتيو، مديريت اين ضايعات بايد تحت قوانين و محدوديت هاى خاصى صورت بگيرد. در هر هشت مگاوات ساعت انرژى الكتريكى توليد شده در نيروگاه هسته اى، ۳۰ گرم زباله راديواكتيو به وجود مى آيد. براى توليد همين مقدار برق با استفاده از زغال سنگ پركيفيت، هشت هزار كيلوگرم دى اكسيد كربن توليد مى شود كه در دما و فشار جو، ۳ استخر المپيك را پر مى كند. مى بينيد حجم زباله هاى راديواكتيو بسيار كمتر است، ولى خطر آنها به مراتب بيشتر است و مراقبت از آنها ضرورى تر و دشوارتر. زباله هاى راديواكتيو بر اساس مقدار و نوع ماده راديواكتيو به ۳ گروه تقسيم مى شوند:
الف _ سطح پايين: لباس هاى حفاظتى، لوازم، تجهيزات و فيلترهايى كه حاوى مواد راديواكتيو با عمر كوتاه هستند. اينها نيازى به پوشش حفاظتى ندارند و معمولاً فشرده شده يا آتش زده مى شوند و در چاله هاى كم عمق دفن شده و انبار مى شوند.
ب- سطح متوسط: رزين ها، پسمانده هاى شيميايى، پوشش ميله سوخت و مواد نيروگاه هاى برق هسته اى جزء زباله هاى سطح متوسط طبقه بندى مى شوند. اينها عموماً عمر كوتاهى دارند، ولى نياز به پوشش محافظ دارند. اين زباله ها را مى توان درون بتن قرار داد و در مخزن زباله ها گذاشت.
ج _ سطح بالا: همان سوخت مصرف شده رآكتورها است و نياز به پوشش حفاظتى و سردسازى دارند. مراحل مديريت اين ضايعات عبارتند از:
 

  •  انباردارى موقتى

سوخت مصرف شده كه از رآكتور خارج مى شود، بسيار داغ و راديواكتيو است و تشعشع و يون هاى فراوانى را مى تاباند. از اين رو بايد هم آن را سرد كرد و هم از تابيدن پرتوهاى راديواكتيو آن به محيط جلوگيرى كرد. در كنار هر رآكتور، استخرهايى براى انبار كردن سوخت مصرف شده وجود دارد. اين استخرها، مخزن هايى بتنى مسلح به لايه هاى فولاد زنگ نزن هستند كه ۸ متر عمق دارند و پر از آب هستند. آب هم ميله هاى سوخت مصرف نشده را خنك مى كند و هم به عنوان پوشش حفاظتى در برابر تابش راديواكتيو عمل مى كند. به مرور زمان، شدت گرما و تابش راديواكتيو كاهش مى يابد، به طورى كه پس از چهل سال، به يك هزارم مقدار اوليه (زمانى كه از رآكتور خارج شده بود) مى رسد.
 

  •  بازفرآورى و انبار نهايى

۳ درصد سوخت مصرف شده در يك رآكتور آب سبك را ضايعات بسيار خطرناك راديواكتيو تشكيل مى دهد، ولى بقيه آن حاوى مقادير قابل توجهى U-235،Pu-239 وU-238 و ديگر مواد راديواكتيو است. اين مواد را مى توان با روش هاى شيميايى از يكديگر جدا كرد و اگر شرايط اقتصادى و قوانين حقوقى اجازه دهد، مى توان سوخت مصرف شده را براى تهيه سوخت هسته اى جديد بازيافت كرد. كارخانه هايى در فرانسه و انگلستان وجود دارند كه مرحله بازفرآورى سوخت نيروگاه هاى كشورهاى اروپايى و ژاپن را انجام مى دهند. البته اين كار در ايالات متحده ممنوع است. رايج ترين شيوه بازفرآورى PUREX نام دارد كه مخفف عبارت جداسازى اورانيوم و پلوتونيوم است. ابتدا ميله هاى سوختى را از يكديگر جدا مى كنند و در اسيد نيتريك حل مى كنند، سپس با استفاده از مخلوطى از فسفات ترى بوتيل و يك حلال هيدروكربن، اورانيوم و پلوتونيوم مصرف نشده را جدا مى كنند و به عنوان سوخت جديد به مراحل تهيه سوخت مى فرستند. ضايعات هسته اى سطح بالا را پس از جداسازى، حرارت مى دهند تا به پودر تبديل شود. پس از اين فرآيند كه آهى كردن خوانده مى شود، پودر را با شيشه مخلوط مى كنند تا ضايعات را در محفظه اى محبوس كند. اين فرآيند شيشه سازى نام دارد. شيشه مايع براى ذخيره سازى درون محفظه هايى از جنس فولاد ضدزنگ قرار مى گيرند و اين محفظه ها را در منطقه اى پايدار (از نظر جغرافيايى) انبار مى كنند. پس از يك هزار سال، شدت تابش هاى راديواكتيو ضايعات هسته اى به مقدار طبيعى كاهش پيدا مى كند. اين نقطه تا به امروز، انتهاى چرخه سوخت هسته اى است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 12:6  توسط nm  | 

You don't choose your family.
They are God's gift to you, as you are to them.

تو خانواده خود را انتخاب نمی کنی
آنها هدیه خداوند هستند به تو و تو هدیه خداوندی برای آنها

To love someone means to see them as God intended them.

دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است

To love someone is to look into yhe face of God.

دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره خداوند

The hour of departure has arrived,
and we go our ways I to die and you to live.
Which is the better, only God knows.

هنگام جدایی فرا رسیده است. هر کس به راه خود می رود
من می میرم و شما زنده می مانید. تنها خدا می داند کدام بهتر است

Live in such a way that those who know you but
don't know God will come to know God because they know you.

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند

God is always on the side which has the best football coach.

خدا همیشه طرفدار تیمی است که بهترین مربی را داشته باشد

He who leaveth home in search of
knowledge walketh in the path of God.

کسی که در جستجوی دانش خانه را ترک کند، در راه خدا قدم گذاشته است

A baby is God's opinion that life should go on.

نوزاد مشیت خداست بر ادامه زندگی

Nobody talks so constantly about God as
those who insist there is no God.

هیچ کس بیشتر از کسی که منکر وجود خداست، دائما از خدا حرف نمی زند

You don't cleanse your heart to come to God,
you come to God to cleans your heart.

شما قلب تان را پاک نمی کنید که به سوی خدا بروید
شما به سوی خدا می روید که قلب تان پاک شود

God is not what you imagine or what you think you underestand.
If you underestand you have failed.

خدا آن چیزی نیست که تصور می کنید، یا فکر می کنید که می فهمید
اگر می فهمید در اشتباهید

Fight for the sake of God those that fight against you,
but do not attack them first.
God dose not love the aggresors.

به خاطر خدا با کسانی که بر علیه تو هستند بجنگ
اما تو اول به آنها حمله نکن، خداوند مهاجمین را دوست ندارد

Prayer is conversation with God.

دعا گفتگو با خداست

I have learned to thank God for
answering my prayers with " no " or " not now " .

یاد گرفته ام از خدا تشکر کنم که دعاهایم را با " نه " و " حالا نه " پاسخ می دهد

The sole purpose of this human life in nothing
but the realization of God.

تنها هدف از این زندگی انسانی، شناختن خداست

God, grant me the serenity to accept the things I cannot change,
the courage to change the things I can,
and the wisdome to distinguish the one from the other.

خدایا به من متانت عطا فرما تا آنچه را نمی توانم تغییر دهم، بپذیرم
شهامت عطا فرما تا آنچه را می توانم، تغییر دهم
و عقل عطا کن تا تفاوت میان آن دو را تشخیص دهم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 11:31  توسط nm  | 

انرژي هسته اي

ديد کلي

وقتي که صحبت از مفهوم انرژي به ميان مي‌آيد، نمونه‌هاي آشناي انرژي مثل انرژي گرمايي ، نور و يا انرژي مکانيکي و الکتريکي در شهودمان مرور مي‌شود. اگر با انرژي هسته‌اي و امکاناتي که اين انرژي در اختيارمان قرار مي‌دهد، آشنا ‌شويم، شيفته آن خواهيم شد.

آيا مي‌دانيد که

* انرژي گرمايي توليد شده از واکنش هاي هسته‌ اي در مقايسه با گرماي حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگي قرار دارد؟

* منابع توليد انرژي هسته‌اي که بر اثر سيلاب ها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دريا مي‌رود، چقدر برق مي‌تواند توليد کند؟

* کشورهايي که بيشترين استفاده را از انرژي هسته‌ اي مي‌برند، کدامند؟ و ... .

نحوه آزاد شدن انرژي هسته‌اي

مي‌دانيم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتريکي) تشکيل شده است. بنابراين بار الکتريکي آن مثبت است. اگر بتوانيم هسته را به طريقي به دو تکه تقسيم کنيم، تکه‌ ها در اثر نيروي دافعه الکتريکي خيلي سريع از هم فاصله گرفته و انرژي جنبشي فوق العاده‌اي پيدا مي‌کنند. در کنار اين تکه‌ها ذرات ديگري مثل نوترون و اشعه‌ هاي گاما و بتا نيز توليد مي‌شود. انرژي جنبشي تکه‌ ها و انرژي ذرات و پرتوهاي به وجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژي گرمايي تبديل مي‌شود. مثلا در واکنش هسته‌ اي که در طي آن 235U به دو تکه تبديل مي‌شود، انرژي کلي معادل با 200MEV را آزاد مي‌کند. اين مقدار انرژي مي‌تواند حدود 20 ميليارد کيلوگالري گرما را در ازاي هر کيلوگرم سوخت توليد کند. اين مقدار گرما 2800000بار بزرگتر از حدود 7000کيلوگالري گرمايي است که از سوختن هر کيلوگرم زغال سنگ حاصل مي‌شود.

کاربرد حرارتي انرژي هسته‌اي

گرماي حاصل از واکنش هسته‌اي در محيط راکتور هسته‌اي توليد و پرداخته مي‌شود. به عبارتي در طي مراحلي در راکتور اين گرما پس از مهارشدن انرژي آزاد شده واکنش هسته‌اي توليد و پس از خنک سازي کافي با آهنگ مناسبي به خارج منتقل مي‌شود. گرماي حاصله آبي را که در مرحله خنک سازي به عنوان خنک کننده بکار مي‌رود را به بخار آب تبديل مي‌کند. بخار آب توليد شده ، همانند آنچه در توليد برق از زغال سنگ ، نفت يا گاز متداول است، بسوي توربين فرستاده مي‌شود تا با راه اندازي مولد ، توان الکتريکي مورد نياز را توليد کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشين ديگ بخار در نيروگاه‌هاي معمولي شده است.

سوخت راکتورهاي هسته‌اي

ماده‌اي که به عنوان سوخت در راکتورهاي هسته‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد بايد شکاف پذير باشد يا به طريقي شکاف پذير شود.235U شکاف پذير است ولي اکثر هسته‌هاي اورانيوم در سوخت از انواع 238U است. اين اورانيوم بر اثر واکنش هايي که به ترتيب با توليد پرتوهاي گاما و بتا به 239PU تبديل مي‌شود. پلوتونيوم هم مثل 235U شکافت پذير است. به علت وجود پلوتونيوم اضافي در سطح جهان ؛ نخستين مخلوط هاي مورد استفاده آنهايي هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونيوم است.

ميزان اورانيومي که از صخره‌ها شسته مي‌شود و از طريق رودخانه‌ها به دريا حمل مي‌شود، به اندازه‌اي است که مي‌تواند 25 برابر کل مصرف برق کنوني جهان را تأمين کند. با استفاده از اين موضوع ، راکتورهاي زاينده‌اي که براساس استخراج اورانيوم از آب درياها راه اندازي شوند قادر خواهند بود تمام انرژي مورد نياز بشر را براي هميشه تأمين کنند، بي آنکه قيمت برق به علت هزينه سوخت خام آن حتي به اندازه يک درصد هم افزايش يابد.

مزيت هاي انرژي هسته‌اي بر ساير انرژي ها

بر خلاف آنچه که رسانه‌هاي گروهي در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهاي پرتوزا مطرح مي‌کند از نظر آماري مرگ ناشي ازخطرات تکنولوژي هسته‌اي از 1 درصد مرگهاي ناشي از سوختن زغال سنگ جهت توليد برق کمتر است. در سرتاسر جهان تعداد نيروگاه هاي هسته‌اي فعال بيش از 419 مي‌باشد که قادر به توليد بيش از 322 هزار مگاوات توان الکتريکي هستند که بيش از 70 درصد اين نيروگاه‌ها در کشور فرانسه و بيش از 20 درصد آنها در کشور آمريکا قرار دارد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 11:30  توسط nm  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8:55  توسط nm  | 

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
*******************
*******
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8:54  توسط nm  | 

مسلسلی داری خدا

زیرش خشاب پر فشنگ

هر تیر اون یه آدمه

دنیای تو میدون جنگ

فقط اشاره میکنی

رو ماشه مسلسلت

پرتاب میشه هر آدمی

به یک نشونی بنگ وبنگ

یکی یکی میان بالا

فشنگهای قطار تو

یعنی تو هر ثانیه ای

یه آدمه توی تفنگ

تو این همه دود و صدا

از هر کی پرتاب میکنی

یه پوکه بر جا میمونه
تو غربت میدون جنگ

یه تیکه آهن سیاه

که دیگه باروت نداره

یکی دو روز نمی کشه

پوکه ما میزنه زنگ

منم یه گوشه از خشاب

بدون شک تو نوبتم
یک عالمه فکرو خیال

نمایش این وقت تنگ

ازت میخوام وقتی که من

فشنگ شلیکت شدم

نشونه رو خوب

پوکه من میزنه لنگَ

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8:52  توسط nm  | 

داستان بسیار غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، بلکه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

ô
شکست چیزی نیست جز دست کشیدن از تلاش.

ô
ما بدون آگاهی از عشق قدم به این جهان می گذاریم و بعضی از ما با همان حال جهان را ترک می کنند.

ô
اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم. برای روشن نگاه داشتن چراغ ناچاریم در آن نفت بریزیم.

ô
تنها خوشبختی واقعی هنگامی حاصل می شود که خود را وقف رسیدن به هدفی کنیم.

ô
آن که اجازه می دهد فرصت خدمت به دیگران از دست برود ، یکی از با ارزشترین تجاربی را که زندگی به او اهدا کرده از دست می دهد.

ô
اگر می خواهید دوستتان داشته باشند ، دوست بدارید و دوست داشتنی هم باشید.

ô
هرگز از گفتن دوستت دارم خسته نشوید.

ô
اذهان مانند چترهای نجات هستند فقط وقتی که باز شوند عمل می کنند.

ô

بر گرفته از کتاب بیا دریا شویم
اميرحسين عرفاني

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8:51  توسط nm  | 

ضرب المثلهایی ازتمام دنیا
 
بهترين توبه ، خود داري از ارتکاب گناه است
آلماني

***************************

با ديگران کم حرف بزن و با خودت بسيار
آلماني

***************************

به من امروز را بده و فردا بگير
يوناني


***************************

بدون رفيق حتي بهشت نيز جهنم است
مصري

***************************

بزرگترين گناه اين است که گناه را نشناسيم
طبرستاني

***************************

بگذار دندانهايت به زبانت افسار زنند
اسلواکي

***************************

اين بيماري است که مزه تندرستي را مي چشاند
مجارستاني

***************************

بستر طلايي به چه درد بيمار مي خورد
مجارستاني

***************************

به من رفيقي بده که با من گريه کند ، رفيقي که با من بخندد بسيار است
طبرستاني

***************************

بهتر است انسان خود را از شر محفوظ نگه دارد ،تا اين که پس از گرفتار شدن در دست آن ، درصدد رهايي بر آيد
شيلي
***************************


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 8:50  توسط nm  | 


God, grant me the serenity to accept the things I cannot change,
the courage to change the things I can,
and the wisdome to distinguish the one from the other.
خدایا به من متانت عطا فرما تا آنچه را نمی توانم تغییر دهم، بپذیرم
شهامت عطا فرما تا آنچه را می توانم، تغییر دهم
و عقل عطا کن تا تفاوت میان آن دو را تشخیص دهم
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:39  توسط nm  | 

وقتی آدم تنها میشه              وقتی تو جمع منها میشه
 
وقتی میگن دوست داریم        اما ریا رسوا میشه
 
وقتی چشات منتظرن            که این خدا پیدا میشه
 
وقتی محبت میکنی              جواب میده اون با تیشه
 
آب نمیدن خشک میکنن         ساقهء گل رو با ریشه
 
قیچیه باغبونی آخه               همدم گلها نمیشه
 
چقدر تفاوت میکنه               دنیای سنگی با شیشه
 
لطافتا با سنگدلی                 یواش یواش عوض میشه
 
فقط تو رویا میمونه             شب سیاه مهتابی شه
 
وقتی درخت توی بهار          از خواب غفلت پا میشه
 
شکوفه بارون میکنه            امید داره بهاری شه
 
خدا چرا امید میدی             وقتی که باز خزون میشه
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:37  توسط nm  | 

یادمان باشد اگر شاخه گلی چیدیم وقت پرپر شدنش سوزو نوایی نکنیم
یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد ازامروزخطایی نکنیم.گرچه درخود شکستیم صدایی نکنیم


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:36  توسط nm  | 

 تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:33  توسط nm  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 11:0  توسط nm  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 10:59  توسط nm  | 

arta

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 10:57  توسط nm  | 

ضريح گمشده
 

عشق من پائيز آمد مثل پار

باز هم، ما باز مانديم از بهار

 

احتراق لاله را ديديم ما

گل دميد و خون نجوشيديم ما

 

بايد از فقدان گل خونجوش بود

در فراق ياس، مشكي پوش بود

 

ياس بوي مهرباني مي‌دهد

عطر دوران جواني مي‌دهد

 

ياس‌ها يادآور پروانه‌اند

ياس‌ها پيغمبران خانه‌اند

 

ياس ما را رو به پاكي مي‌برد

رو به عشقي اشتراكي مي‌برد

 

ياس در هر جا نويد آشتي ست

ياس دامان سپيد آشتي ست

 

در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس!

بر لبان ما كه مي‌خنديد؟ ياس!

 

ياس يك شب را گل ايوان ماست

ياس تنها يك سحر مهمان ماست

 

بعد روي صبح پرپر مي‌شود

راهي شب‌هاي ديگر مي‌شود

 

ياس مثل عطر پاك نيت است

ياس استنشاق معصوميت است

 

ياس را آيينه‌ها رو كرده‌اند

ياس را پيغمبران بو كرده‌اند

 

ياس بوي حوض كوثر مي‌دهد

عطر اخلاق پيمبر مي‌دهد

 

حضرت زهرا دلش از ياس بود

دانه‌هاي اشكش از الماس بود

 

داغ عطر ياس زهرا زير ماه

مي‌چكانيد اشك حيدر را به چاه

 

عشق محزون علي ياس است و بس

چشم او يك چشمه الماس است و بس

 

اشك مي‌ريزد علي مانند رود

بر تن زهرا " گل ياس كبود "

 

گريه آري گريه چون ابر چمن

بر كبود ياس و سرخ نسترن

 

گريه كن حيدر! كه مقصد مشكل است

اين جدايي از محمد مشكل است

 

گريه كن زيرا كه دخت آفتاب

بي خبر بايد بخوابد در تراب

 

اين دل ياس است و روي ياسمين

اين امانت را امين باش اي زمين

 

گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد

زمزم از اين ابر ابتر خشك شد

 

نيمه شب دزدانه بايد در مغاك

ريخت بر روي گل خورشيد، خاك

 

ياس خوشبوي محمد داغ ديد

صد فدك زخم از گل اين باغ ديد

 

مدفن اين ناله غير از چاه نيست

جز تو كس از قبر او آگاه نيست

 

گريه بر فرق عدالت كن كه فاق

مي‌شود از زهر شمشير نفاق

 

گريه بر طشت حسن كن تا سحر

كه پر است از لخته ي خون جگر

 

گريه كن چون ابر باراني به چاه

بر حسين تشنه لب در قتلگاه

 

خاندانت را به غارت مي‌برند

دخترانت را اسارت مي‌برند

 

گريه بر بي‌دستي احساس كن!

گريه بر طفلان بي عباس كن!

 

باز كن حيدر! تو شط اشك را

تا نگيرد با خجالت مشك را

 

گريه كن بر آن يتيماني كه شام

با تو مي‌خوردند در اشك مدام

 

گريه كن چون گريه ي ابر بهار

گريه كن بر روي گل‌هاي مزار

 

مثل نوزاداني كه مادر مرده‌اند

مثل طفلاني كه آتش خورده‌اند

 

گريه كن در زير تابوت روان

گريه كن بر نسترن‌هاي جوان

 

گريه كن زيرا كه گل‌ها ديده‌اند

ياس‌هاي مهربان كوچيده‌اند

 

گريه كن زيرا كه شبنم فاني است

هر گلي در معرض ويراني است

 

ما سر خود را اسيري مي‌بريم

ما جواني را به پيري مي‌بريم

 

زير گورستاني از برگ رزان

من بهاري مرده دارم اي خزان

 

زخم آن گل بر تن من چاك شد

آن بهار مرده در من خاك شد

 

اي بهار گريه بار نا اميد

اي گل مأيوس من! ياس سپيد

 

"احمد عزيزي"

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 10:30  توسط nm  | 

 

عشق يعني ...
 

عشق يعني دل سپردن در الست  

از مي وصل الهي  مستِ مست

 

عشق  يعني  ذكر ناموس  خدا 

يا علي گفتن به زير دست و پا

 

عشق  يعني  جلوه  صبر  خدا 

شرم ايوب نبي  از مرتضي

 

عشق بر دلداده  فرمان  مي‌دهد

عاشق جان داده را جان مي‌دهد

 

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

 

عشق  يعني انقلاب فاطمه

از كبودي  چشم تار فاطمه

 

عشق يعني عشق ناب فاطمه

بيت الاحزان خراب فاطمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 10:29  توسط nm  | 

بادهاي هرزه در دشت و دمن پيچيده اند

خار و خس خود را به دامان چمن پيچيده اند

خواستم دروازه باغ ِ فدک را وا کند

ديدم اما باغبان را با رَسَن پيچيده اند

عندليبان ناله در کنج قفس سر مي دهند

باغ را درزوزه زاغ و زغن پيچيده اند

غنچه مردانگي نشکفته مي ماند، مگر

کسوت تهمينه را بر تهمتن پيچيده اند

آسمان آبي شد از اظهار رحمت، از چه رو

طوطيان، پرواز خود را در سخن پيچيده اند

شهريارا چارده منزل عقوبت ديده ام

چشم ما را بر در بيت الحزن پيچيده اند

شيشه جان مرا الماسها درهم شکست

نعره مستانه ام را در کفن پيچيده اند

تير، تابوت مرا فردا مشبک مي کند

نسخه مرگ مرا همچون حسن پيچيده اند

«زهر» ميداني که با پرورده زهرا چه کرد؟

لاله را در برگ سبز نسترن پيچيده اند

آهِ نِي داني چرا در نينوا گل مي کند؟

بوريا بر نعش هفتاد و دوتن پيچيده اند

علي جان کوفيان غيرت ندارند

که فرمان تو را گردن گذارند

علي جان کوفيان خفت پذيرند

که دامان بلندت را نگيرند

علي جان، کوفيان با کياست

جدا کردند دين را از سياست

به نام دين سرِ دين را شکستند

دو بال مرغ آئين را شکستند

به پيشاني اگر چه پينه دارند

ز فرزند تو در دل کينه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند

غزالان ِ تو را آواره کردند

شغالان، شيرها را سر بريدند

کبوتر بچـّگان را سر بريدند

محرم ماه الفت با جنون است

چراغ کوچه هايش بوي خون است

محرم حرمت خون است و خنجر

تلاطم مي کند حنجربه حنجر

غم ِ زهرا مرا سوز درون داد

دم ِ حيدر به من شور جنون داد

حسين آمد به زخم دل نمک ريخت

مرا با شور عاشورا در آويخت

ز فرط تشنگي بي تاب گشتم

عطش ديدم ز خجلت آب گشتم

چه ها گويم ز مَشک تيرخورده

ز دست ساقي شمشير خورده

به خاک افتاد مشک از دست ساقي

دو عالم پر شد از بوي اقاقي

از جنوب و غرب تا شرق و شمال

گشته ام در بين اشباح و رجال

کيست تا از مرگ من پروا کند

يا به روي غربتم در وا کند

آب مي جويم وليکن در سراب

کوفه بازار است اين شهر خراب

مي زنم بر گرد آتش بال بال

تا بنوشم شعله مرگ حلال

«مرگ» آغاز جهاني ديگر است

عاشقان را مرگ جاني ديگر است

آن که در خون عشق بازي مي کند

تا قيامت سرفرازي مي کند

اي خداوندان مُـلک عافيت

واليان مسند اشرافيت

من يقين دارم مسلمان نيستيد

چون ولي را تحت فرمان نيستيد

من در اين آشفته بازار شما

پرده بر مي دارم از کار شما

نصرت حق را چو باور داشتم

با علي دست از دهان برداشتم

آه از تزوير خلق دلق پوش

مردم گندم نماي جو فروش

آه از اين، گرگهاي ميش خوار

وين همه مستغني درويش خوار

ياد دارم روزگار پيش را

مردم نزديک دورانديش را

هر که بارش بيش سر در پيش داشت

يک گليم کهنه ده درويش داشت

شيوه همسايگي در پيش بود

نوش در کام همه بي نيش بود

حرص مردم را اسير خويش کرد

خلق را يکباره نادرويش کرد

خلق دلواپس تراز ديروز خويش

سرگردان از يأس هستي سوز خويش

سينه ها در آتش تشويش ها

هفت اقليم است و نادرويش ها

موجهاي خسته سر درگمي

پس چه شد حال و هواي مردمي

از چه رو مردم فريبي مي کنيد

با هم احساس غريبي مي کنيد

اي دل آشوبان زخوف و اضطراب

چرخد از خون شما، هفت آسياب

اي شرارت پيشـِگان هرزه گرد

در کجا بوديد هنگام نبرد

در کجا بوديد وقتي جنگ بود

عرصه بر شيران عالم تنگ بود

اي کمند اندازها از پيش و پس

توسن سرکش نگردد رام کس

دام بر چينيد ما مرغ دليم

ماهي گرداب و دور از ساحليم

مابه صيد طور مولا رفته ايم

در پناه او به بالا رفته ايم

يوسف والا زکنعان دور کرد

چشم ظاهربين ما را کور کرد

ليک چشم باطن ما را گشود

هر چه را ديديم جز مولا نبود

گفت فحشا در کجا آيد پديد

گفتمش در کوچه هاي بي شهيد

بي شهيدانند بي سوزو گداز

بر سر سجاده هاي بي نماز

بي شهيدان را غم ليلا کجاست

سوز و اشک و آه و وايلا کجاست

کوچه ما بوي مجنون مي دهد

بوي اشک و آتش و خون مي دهد

بوي مجنون مست مي سازد مرا

در پي ليلي مي اندازد مرا

نام ليلي بردم، آرامم گريخت

هفت بندم بند بند از هم گسيخت

شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد

پرچم خون رنگ عاشورا چه شد

کيست تا پرچم به دوش خون کشد

شيعه را از خواب خوش بيرون کشد

گفت مولا کل ارض کربلا

شيعه يعني غربت و رنج و بلا

شيعه بي درد زخم بي نمک

بس کن اين يا لـَيتـَني کـُنتُ مَعَک

کربلا غوغاست، ساز و برگ کو

ظهر عاشوراست، شور مرگ کو

کربلا گفتم کـَران را گوش نيست

ورنه از غم بلبلي خاموش نيست

بلبلان چهچه ز ماتم مي زنند

روز و شب از کربلا دم مي زنند

هر نظر بر غنچه اي تر مي کنند

يادي از غوغاي اصغر مي کنند

گفت بابا بي برادر مانده اي

بي کس و بي يار و ياور مانده اي

گر تو تنهايي بگو من کيستم

اصغرم اما نه اصغر نيستم

خيز و اسماعيل را آماده کن

سجده شکري بر اين سجاده کن

اي پدر حرف مرا در گوش گير

خيز و اين قنداقه در آغوش گير

خيز و با تعجيل مي دانم به بر

بر سر نعش شهيدانم ببر

تشنه ام اما نه بر آب فرات

آب مي خواهم ولي آب حيات

آب در دست کمان دشمن است

تير آن نامرد احياي من است

آتش اقيانوس را آواز داد

آخرين ققنوس را پرواز داد

خون اصغر آسمان را سير کرد

خواب زينب را چه خوش تعبير کرد

آه زينب سر به محمل مي زند

کاروان را زخم بر دل مي زند

اي پرستار پرستوهاي من

مرهم زخم تکاپوهاي من

اي زبان صدق و تصديق صفا

اولين بيمار چشمت مصطفي

عصمت زهرا، عزيز مرتضي

در تو جاري رستخيز مرتضي

عصر عاشورا علم در دست توست

کرسي و لوح و قلم در دست توست

غنچه ها را گر چه پرپر کرده ام

کوله بارت را سبکتر کرده ام

ظهر عاشورا که زير خنجرم

دست بگشا سايه افشان بر سرم

شيعه يعني امتزاج نار و نور

شيعه يعني راس خونين در تنور

شيعه يعني هفت وادي اضطراب

شيعه يعني تشنگي در شط آب

کيست اين ساقي که بي دست آمدست

کز سبوي تيغ سر مست آمدست

آب گفتم سينه ها بي تاب شد

خيمه ها از آه و آتش آب شد

آب گفتم تشنگي بيداد کرد

کودکم بي تاب شد فرياد کرد

بر زبانش شعله آه و عطش

شد زتير کين گلويش آبکش

آفتاب از روي زين افتاده است

مشک آبش بر زمين افتاده است

اي خماران را شرابي سوخته

ما عطشناکيم و آبي سوخته

بي تو در چاهيم و آهي آتشين

دردي از دور و طنابي سوخته

دوش ديدم خيمه هايي را به خواب

شعله گون در پيچ و تابي سوخته

از حرارت سوختم آبي کجاست

چشم حسرت ماند و خوابي سوخته

خشکسالي مي تپد از شش جهت

آسمان دارد سحابي سوخته

ذوالجناح آمد وليکن بي سوار

خسته با زين و رکابي سوخته

کاروان بر باد گويي مي رود

غرق ماتم در نقابي سوخته

مي رود تا شام در بهت غروب

بر سر ِ ني آفتاب سوخته

آفتاب شيعه از مغرب درآ

بار ديگر سر زن از غار حرا

يا محمد «لن تراني» تا به کي

اينچنين در پرده خواني تا به کي

از چه رو در پرتو خورشيد وحي

کـُند گرديده است تيغ امر و نهي

بت پرستان ترکنازي مي کنند

با کلام الله بازي مي کنند

تيغ برکش تا تماشايت کنند

تا که نتوانند حاشايت کنند

پاک کن از دامن دين ننگ را

اين عروسکهاي رنگارنگ را

با تو در آئينه ليل و نهار

بازتاب ديگري دارد بهار

کربلا بيت الحرامي ديگر است

حاجيانش را مرامي ديگر است

نيّتش ترک سر و پا گفتن است

در پي اش تکبير در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعي صفاست

رد پاي اهل بيت مصطفي ست

عيد اضحي، ذبح اکبر را ببين

کعبه در خون شناور را ببين

اي جوانان بني هاشم، چرا

بر نمي داريد تابوت مرا؟

تاک تا کِـي سَر کند در آفتاب

تا ز شاخ و برگ او جوشد شراب

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 15:1  توسط nm  | 

شعری از اقاسی

شيعيان مديون خون کيـسـتـيـــــد       زنــــده از رقـــص جنون کيستيـــــــد


 


کیســـت تا اسلام را یاری  کنــــــد      حکـــم حــــق را در زمین جاری کنـد


 


شیــعه کی از مـرگ پروا می کنــد       پرچـــــم دین را ز سر وا می کنــــــد


 


شیعه کی تسلیم فحشا می شود     فــســق را مــحو تماشا می شـــود


 


کربلا بر شیعه نا مکشوف نیســـت      حکمتــش جز امر بالمعروف نیــست


 


شیعیــــان فرهنگ عاشورا چه شد       پرچـم خونیـــن یا زهرا چه شــــــــد


 


کیــست تا پرچم بدوش خون کـشد     شیعه را از خواب خوش بیرون کـشد


 


شیعه ی بی درد زخـــــــم بی نمک    بس کن ای یا لـیتـنـی کــنــت مــعـک


 


کـــــــربلا غوغاست ساز و برگ کو؟      ظـهـر عاشوراست شور مــرگ کـــو؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 14:58  توسط nm  |